تبليغاتX
السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)

السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)

به وبلاگ بسیجی خوش آمدید

باز باران

صبح است یا شب . آسمان دوباره غصه دار است انگار . ابرهای تیره سراسر شهر را همچون چتری ،سایبان افکنده اند . بادی نیست ،برقی نیست ،غرشی نیست . آسمان با سکوت می گرید .بوی خوش نم در همه جا پیچیده . بوی باران ،بوی برگ های تازه شسته شده ،بوی شکوفه های درخت همسایه ،بوی طبیعت رنگ و رو رفته شهر و بوی دوست داشتنی عشق .

دو کبوتر مهربانانه در کنار هم روی شاخه ای ،زیر برگ های تازه شکفته شده نشسته اند. پهلو به پهلو و چشم در چشم . نوایی با صدای ریزش قطرات باران بر برگها می آمیزد . انگار که حرف های قشنگ عاشقانه می زنند . من حسودانه نگاهشان می کنم . بر می گردند ومرا می نگرند. احساس غریبی دارم وباز صدایی می آید . گویی برایم می خوانند و چه زود اثر می کند . آرام می شوم . سکوت همچنان ادامه دارد و بوی باران هم ،و عشق نیز .آرامش ،سکوت ،بوی باران و عشق . 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم بهمن 1389ساعت 11:46  توسط  پیک آبی   | 

صحبت با خدا

خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است
بنده: خدایا !خسته ام!نمی توانم.
خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.
بنده: خدایا !خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.
خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان
بنده: خدایا سه رکعت زیاد است
خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان
بنده: خدایا !امروز خیلی خسته ام!آیا راه دیگری ندارد؟
خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله
بنده: خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!
خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله
بنده: خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم
خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم

 بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد

خدا:ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده، او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده
ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید
خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست
ملائکه: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود!
خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد
ملائکه:خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟
خدا: او جز من کسی را ندارد...شاید توبه کرد...
 
بنده ی من تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد ها خدا داری.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم بهمن 1389ساعت 23:52  توسط  پیک آبی   | 

نظر جالب یک ریاضیدان درباره زن و مرد!!!!!!!

 

روزی از دانشمندی ریاضیدان نظرش را درباره زن و مرد پرسیدند.

جواب داد:....

اگر زن یا مرد دارای ( اخلاق) باشند پس مساوی هستند با عدد یک =1

اگر دارای (زیبایی) هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم =10....

اگر (پول) هم داشته باشند دوتا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =100
اگر دارای (اصل و نصب) هم باشند پس سه تا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =1000

ولی اگر زمانی عدد یک رفت (اخلاق) چیزی به جز صفر باقی نمی ماند و صفر هم به تنهایی هیچ نیست ، پس آن انسان هیچ ارزشی نخواهد داشت.


+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم بهمن 1389ساعت 15:15  توسط  پیک آبی   | 

بساط شیطان

دیروز شیطان را دیدم در حوالی میدان غفلت بساطش را پهن کرده بود،مردم دورش را گرفته بودند هیاهو می کردند و بیشتر چیزی می خواستند.توی بساطش همه چی بود:غرور،حرص ،دروغ، خیانت، جنایت،جاه طلبی،سرقت،مواد مخدر،بدحجابی،فحاشی و ... هرکی چیزی می خرید و در ازایش چیزی می داد.بعضی دلشان را می دادند،بعضی هوش و حواسشان را،بعضی روحشان را، و بعضیهاایمانشان را می دادند،بعضی خدایشان را و بعضی آزادی و آزادگی شان را ، بعضیغیرت و مروت و طهارتشان را.شیطان که دهانش بوی گند جهنم می داد پیوسته قاه قاه می خندید، دلم می خواست همه نفرتم را توی صورتش تف کنم انگار ذهنم را خواند، موذیانه خندید و گفت:من کاری با کسی ندارم فقط با اجازه خداوند کریم و روزی رسان، بساطم را پهن کرده ام و آرام نجوا و زمزمه می کنم ، قیل و قال نمی کنم ، کسی را مجبور نمی کنم از من چیزی بخرد.می بینی که آدم ها خودشان دور من جمع شدند.جوابش را ندادم آن وقت سرش را نزدیک تر آورد و گفت:البته تو با این ها فرق می کنی تو زیرکی و مومن ، زیرکی و ایمان آدم را نجات می دهد، این ها ساده اند و گرسنه، با هر چیزی فریب می خورند.از شیطان بدم می آمد اما حرف ها و وسوسه هایش شیرین و دلربا بود. ساعت ها کنارش نشستم تو بغلش رفتم تا اینکه چشمم به جعبه عبادت افتاد که لا به لای چیزهای دیگر بود، دور از چشم شیطان قالتاق، آن را برداشتم و توی جیبم گذاشتم با خودگفتم بگذار یک بار هم که شده کسی چیزی از شیطان بدزدد،بگذار یک بار هم او فریب بخورد ، به خانه آمدم درب کوچک جعبه عبادت را باز کردم اما توی آن جز غرور، چیزی نبود.جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توی اتاق ریخت، فریب خورده بودم ، فریب.دستم را روی قلبم گذاشتم ، نبود ! فهمیدم که آن را کنار بساط شیطان جا گذاشتمتمام راه را دویدم تمام راه لعنتش کردم تمام راه خدا خدا کردم می خواستم یقهنامردش را بگیرم عبادت دروغینش را تئی سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم .به میدان غفلت رسیدم اما شیطان نامرد نبود .آن وقت نشستم های های گریه کردم اشکهایم که تمام شد بلند شدم ، بلند شدمتا بی دلی ام را با خود ببرم که صدایی شنیدم ، صدای قلبم را ، همان جابی اختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم.
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم بهمن 1389ساعت 15:21  توسط  پیک آبی   | 

گلاب دیده

به روی دامن افشاندم گلاب دیده خود را                                  

                                                            مگرجویم گل در خاک و خون غلطیده خود را

  اگر بشناختم مشکل ترا در قتله گاه دانم                                     

                                                          تو هم مشکل شناسی خواهر غمدیده خود را

به یادحنجر خشکیده ات آبی ننوشیدم                                  

                                                                مگر از اشک تر کردم لب خشکیده خود را

تو می دانستی از هجر رخت جان بر لبم آید                              

                                                                 که با من همسفر کردی سر ببریده خود را

به روی نیزه دیدم تاکه سرگردانیت را من                                      

                                                                     زدم بر پایه محمل سر شوریده خودرا

شوم تا سایان تربتت ای آفتاب دین                                       

                                                                       زره آورده ام قدکمان گردیده خود را

زداغش لاله های اشک یاسر چیدم از دیده                                      

                                                                 نثارش می کنم این لاله های چیده خود را

اربیعین حسینی رابه تمام عاشقان و دلسوختگان امام حسین (ع) به خصوص شیعیان راستینش تسلیت عرض می کنم .

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم بهمن 1389ساعت 15:5  توسط  پیک آبی   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 12:59  توسط  پیک آبی   | 

صلوات مانع غیبت

روزی یکی از اولیا به حضرت الیاس و حضرت خضر (ع) شکایت کرد که مردم زیاد غیبت می کنند و غیبت هم از گناهان کبیره است و هرچه آنها را نصیحت می کنم و آنها را منع از غیبت می کنم به حرفم اعتنا نمی کنند  آن عمل قبیح را ترک نمی کنند . چه کنم ؟ حضرت الیاس (ع) فرمود : چاره این کار این است که وقتی وارد چنین مجلسی شدی و دیدی غیبت می کنند ،بگو :

(بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیمِ وَصَلَّی اللهُ علی مُحَمَّدٍ وَ آل مُحَمَّدٍ )

پروردگار ملکی را بر اهل آن مجلس موکل می کند که هر وقت کسی خواست غیبت کندآن ملک جلوی این عمل زشت را میگیردو نمی گذاردغیبت شود . سپس حضرت خضر(ع) فرمود : وقتی کسی در وقت بیرون رفتن از مجلس بگوید:(بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیمِ وَصَلَّی اللهُ علی مُحَمَّدٍ وَ آل مُحَمَّدٍ ) ،حضرت حق ملکی را می فرستد تا نگذارد که اهل آن مجلس غیبت کنند .

(اللهم صل علی محمد و آل محمد )

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم دی 1389ساعت 9:27  توسط  پیک آبی   | 

داستان حضرت یوشع (ع)

بعد از رحلت حضرت موسی یوشع بنون که از بزرگان قوم بنی اسرائیل بود جانشین وی گردید خداوند او را به پیامبری برگزید و به او فرمان داد تا بنی اسرائیل را فرمانروایی کند و آنها را از رود اردن عبور دهد و به ارض موعود برساند و از راه و روش موسی پیروی نماید

یوشع قبایل مختلف بنی اسرائیل را جمع کرد و از رود اردن عبود نمودو به اولین شهری که سر راهشان بود وارد شد و دستور داد تا ساکنان آن را کشتند و اموال آنها را غارت نمودند و خانه هایشان راآتش زدند

هنگامی که بنی اسرائیل  از روداردن گذشتند دشمنان آنها با هم متحد شدند و لشکریان فراوانی جمع اوری کردند و به مقابله با آنها برخواستند

اما در این نبرد بنی اسرائیل به فرماندهی یوشع آنها را شکست سختی دادند و شهرهای ایشان را متصرف شدند و اراضی آنها را بین خود تقسیم نمودند و در آن سرزمین رحل اقامت افکندند

عاقبت بنی اسرائیل بعد از سالها آوارگی توانستند به ارض موعود دست یابند و در آن سرزمین ساکن شوند

یوشع اگر چه در سنین پایانی عمر وصی و جانشین موسی شد ولی توانست با موفقیت بنی اسرائیل را پس از سالها سرگردانی به سرزمین موعود برساند و در آنجا ایشان را سکنی دهد

گرچه در آغاز باز هم قوم لجوج و ستیزه جوی بنی اسرائیل او را استهزا نمودند و دستوراتش را نپذیرفتند

عاقبت یوشع پیامبر در بستر بیماری افتاد و قبل از اینکه ملک الموت به سراغش بیاید بزرگان بنی اسرائیل را حضور پذیرفت

سپس ضمن شمارش مصائب و سختی های که آنها در طول تاریخ به آن مواجه شدند به ایشان فرمود ای قوم بنی اسرائیل آنچه را که سالها بلکه قرنها در آرزویش بودند امروز بدست آوردند و سرزمین موعود و ارض مقدس را فتح کردند و اینها همه در سایه توحید و خداپرستی به دست شما افتاد مبادا زحمات من و پیامبران گذشته را نابود کنید و دوباره به بت پرستی روی بیاورید

بدانید و آگاه باشید که خداوند همانطوری که شمار ا از نعمت های خویش بهره مند ساخت می تواند به راحتی آنها را از شما بگیرد .

بزرگان قوم بنی اسرائیل در براب یوشع قسم یاد کردند که از توحید دست بر ندارند و خداپرسی را پیشه خود سازند و هیچگاه فریب انسانها ی چون قارون وسامری را نخوردند و ایمانشان را به بادندهند . بعد از انکه یوشع وصیت نامه خود را به ایشان داد و چندی بعد از دنیا رفت عمر او را یکصد و بیست سال نوشته اند و برخی عقیده دارند مدفن او در شهر اصفهان می باشد شاید در تاریخ دو یوشع باشند که یکی همان جانشین و وصی موسی است و دیگری پیامبری از بنی اسرائیل ولی قدر مسلم هردو از همین قوم و قبیله بوده اند .

بعد از فوت یوشع بن نون فرزندش به ریاست روحانی و پادشاهی قوم بنی اسرائیل  رسید و نخستین گامی که برداشت متحد کردن  قبیله اش بود ، سپس بنیان آنها را در سرزمین موعود و ارض مقدس استحکام بخشید به تقویت نیروی نظامی و دفاعی آنجا همت گمارد /.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم دی 1389ساعت 19:36  توسط  پیک آبی   | 

اللهم صل علی محمد وآل محمد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389ساعت 10:8  توسط  پیک آبی   | 

داستان حضرت یونس (ع)

حضرت یونس

وَانَّ یُونُسَ لِمَن المُرسلینَ اِذ اَبَقَ اِلیَ الفلکِ المشحونِ

در حقیقت یونس از فرستادگان ما بود که مردم را از طرف ما به سوی حق دعوت کرده است زمانی که

یونس از قوم خود فرار کرده به کشتی پر از مسافر داخل شد او به علت اینکه قومش خدا را ستایش ننموده است و به گفتار او اعتنایی نکرده بودندبه همین جهت از طرف خداوند به ایشان وعده عذاب داد اما هم اینکه آثار عذاب پدیدار شد یونس خود ترسید و از بین آنها گریخت و به کشتی سوا ر شد .

همینکه یونس سوار کشتی شد دریا به تلاطم افتاد و طوفانی شد و کشتی در حال غرق شدن بود ناخدا معتقد بود که اگر در شتی فرد فاسق و گناهکای باشد کشتی غرق می شود  به همین جهت بین افراد کشتی قرعه کشی کردند اتفاقا قرعه به نام یونس افتاد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389ساعت 9:40  توسط  پیک آبی   | 

شهادت حضرت زهرا (س)

 

 

یا زهرا

 

شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) را به پیشگاه آقا امام زمان(عج) و همه شما دوستان عزیز تسلیت عرض می کنم .                                  

  التــــــــــــــــــــــــــــماس دعا.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 19:39  توسط  پیک آبی   | 

اوباما در بن بست ایران گرفتار است

اوضاع اوباما بن بست گونه است مسئله تحریم ایران مدتهاست به حالت تعلیق در آمده چرا که منافع طرفین درگیر در حل این مسئله بیش از حد مغایر می باشد .

خبرگزاری روسی «ریانووسی » در تحلیلی به قلم ماکسیم آرتمیست کارشناس سیاسی این کشور ،با ارائه تحلیل با لا تصریح کرد : منافع طرفهای درگیر در مساله هسته ای تهران کاملا مغایر و ناهنگون است یکی نیاز شدید خرید نفت ایران دارد دیگری بالعکس می خواهد فناوری و کالا به ایران صادر کند و بازار بزرگ ایران را داسته باشد . طرف سوم نیز همسایه های ایران هستند که به شدت نگرانند و می ترسند که از تحریم ها آسیب جدی ببینند و مهم ار از همه این که مقام های آمریکا هیچ  طرح مشخصی در ارتباط با ایران ندارند .

رویانوو ستی افزود : باید دقت داشت که دولت آمریکا قصد (توان ) جنگ با ایران را ندارد . تهران نیز به خوبی متوجه این موضوع شده است . به نطر می رسد که آمریکا ایران هسته ای را به ناچار پذیرفته و اوباما اکنون به دنبال توجیه و توضیح قانع کننده برای افکار عمومی خود است چرا که اوباما و اسرائیل که در شرایط بن بست برنامه ای قرار دارند خود می دانند که آغاز جنگ با ایران یعنی فرو رفتن در جنگی با مقیاس  جنگ جهانی به عبارتی آنها هیچ راهی برای حل مشکل هسته ای ندارند و اوبا ما نیز این شرایط را درک کرده است . هفته نامه آمریکایی نیشن نیز در تحلیلی مشابه با اشاره به بن بست استراتژیک آمریکا در مقابل جمهوری اسلامی گفت : اوباما برای این که نتیجه ای در کارزار های سیاسی با تهران عایدش شود باید بار دیگر آمادگی کاخ سفید را برای مذاکره با ایران درباره  همه مسایل مورد تاکید قرار دهد و نشان دهد در نهایت آماده است حق غنی سازی ایران را تحت نظارت پادمان های آژانس بپذیرد .

این نشریه تصریح کرد : باید دقت داشت در پشت تحرکات آمریکا برای تحریم  ایران رازی نهفته است . اوباما و حتی تندرو های کنگره و حامیان شان نیز به این درک عمیق رسیده اند که این تحریم ها نه تنها نمی واند تغییر در رژیم ایجاد کند بلکه نمی تواند تغییر موضع ایران و تعلیق برنامه های غنی سازی را به دنبال داشته باشد . به نوشته واشنگتن پست آنها به دنبال خروج آبرومندانه از بن بست موجود هستند .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 17:6  توسط  پیک آبی   | 

السلام علیک یا فاطمه الزهرا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 16:7  توسط  پیک آبی   | 

----------××××××----------

اينچنين پرده برانداخته اي يعني چه؟ * موي خود بر کمر انداخته اي يعني چه؟
باورت نيست که زن حجب و حيا مي خواهد؟ دامني پاک چو گل هاي خدا مي خواهد؟
گوهري که صدفش نيست، شود سرگردان *صيد گردد به کف و توطئه ي دلالان
بي حجابي هنري نيست، شوي بي فرهنگ *عاقبت بر چمن بي هنران بارد ننگ
عاري از جامه بگويد چه کتابي دارد؟ * قامت لخت، قيامت چه جوابي دارد؟
سفره ي تن ز چه روباز نمودي اي زن؟ * ز چه تقديم نمائي به شغال آن دامن؟
چيست آشغال فرنگي به لبت مي مالي؟ * ز چه تقليد کني از مدل تو خالي؟
تو مگر حجره زدي ، گوشت فروشي داري؟ * ز بنا گوش چه بر رهگذران مي کاري؟
ساق پاهاي تو حراج چرا گرديده؟ * چشم ناپاک ز آرنج فراتر ديده
خشکسالي مگر از پارچه ي مانتو خورده؟ * يا که خياط زبهر کفن خود برده؟
يقه ي مانتو چرا پنجره اش باز آمد؟ * مرمر سينه مگر مايل پرواز آمد؟
پاچه ورمال شدي خشت مگر مي مالي؟ * يا به بازار محبت به پي دلالي؟
اينکه امروز جواني و کني بد مستي * ته آزاد رهت هست عذاب و پستي
رخ زيبا که نيازش به گريسکاري نيست * مصرف روژ و گريس عاقبتش بيماريست
گوهري باش ولي در صدف و پوشيده * زرشناس آيد و جايت بدهد بر ديده
گُل خلقت، شرف خويش به حراج مده * به گرازي که کمين کرده به تاراج مده
هدفِ خلقتِ سرکاره هوسبازي نيست *به خدا خالق از اين بندگي ات راضي نيست
تو مگر سکه ي خواري که به ره افتادي؟ * يا مگر کمتر از آن باميه ي قنادي؟
باميه، روي بپوشيده ز آفات و مگس * تو چرا لخت شدي در پي شيطان هوس؟
کمکمک پرده دريدن ز تن گل آمد * هدف(شارون و صهيون) به تکامل آمد
آنچه شد بر همگان مايه ي رنج و حيرت * اينکه فرهنگ در اين جامعه شد بي غيرت
هر چه ما مي کشيم از پوچي فرهنگ آمد* بر سر سرو اصالت ز هوا سنگ آمد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 15:45  توسط  پیک آبی   | 

حمایت وقیحانه موسوی از تروریست های جنایتکار

حمایت میر حسین موسوی از قاتلان عزارداران حسینیه  شهدای شیراز  و بمب گذاران در سنندج و تهران پرده جدیدی از عناد وی با نظام جمهوری اسلامی را به نمایش گذاشت . وی در بیانیه ای اعدام پنج تروریست عضو گروهک تروریستی انجمن پادشاهی و پژاک را دارای حواشی تردید برانگیز خواند و قوه قضاییه را به طرفداری از صاحبان قدرت و مکنت متهم ساخت . در همین حال وقاحت در موضعگیری جریان فتنه به رغم تلاش برای اعتدال نمایی کار را به جایی رسانه است که کاریکاتوریست مشهور روزنامه های طرفدار خاتمی که اکنون در خارج از کشور به سر می برند  در اقدامی بی شرمانه  کاریکاتوری از امام راحل منتشر کرده و هنوز با هیچ گونه اعتراضی  از سوی دوستان مدعی خط امامی خود مواجه نشده است . نیک آهنگ کوثر ده سال قبل در روزنامه های حامی دولت موسوم به اصلاحات با چاپ کاریکاتوری از آیت الله مصباح خشم مردم را بر انگیخت ولی مورد حمایت مدعیان اصلاح طلب قرار گرفت .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 15:34  توسط  پیک آبی   |